تبليغاتX
جزیره تنهایی

جزیره تنهایی

جملات آموزنده


جملاتی آموزنده!


 

Accept - پذیرا باشید
دیگران را همانگونه که هستند بپذیرید، حتی اگر برایتان مشکل باشد
که عقاید، رفتارها و نظرات آنها را درک کنید.


Break away - خودتان را جدا سازید
 خود را از تمام چیزهایی که مانع رسیدن شما به اهدافتان می شود جدا سازید.

C
reate - خلق کنید
 خانواده ای از دوستان و آشنایانتان تشکیل دهید
و با آنها امیدها، آرزوها، ناراحتی ها و شادی هایتان را شریک شوید.

D
ecide - تصمیم بگیرید
 تصمیم بگیرید که در زندگی موفق باشید. در آن صورت شادی راهش را
به طرف شما پیدا می کند و اتفاقات خوشایند و دلپذیری برای شما رخ خواهد داد.
 

http://msk2004.persiangig.com/image/HPIM3332-3.jpg


E
xplore - کاوشگر باشید
 جستجو و آزمایش کنید. دنیا چیزهای زیادی برای ارائه کردن دارد و شما هم قادرید چیزهای زیادی را ارائه دهید. هر زمان که کار جدیدی را آزمایش می کنید خودتان را بیشتر می شناسید.

F
orgive - ببخشید
 ببخشید و فراموش کنید. کینه فقط بارتان را سنگین تر می کند و الهام بخش ناخوشایندی است. از بالا به موضوع نگاه کنید و به خاطر داشته باشید که هر کسی امکان دارد اشتباه کند.

Grow - رشد کنید
 عادات و احساسات نادرست خود را ترک کنید
تا نتوانند مانع رشد و سد راه شما برای رسیدن به اهدافتان شوند.

H
ope - امیدوار باشید
 به بهترین چیزها امید داشته باشید و هرگز فراموش نکنید که هر چیزی امکان پذیر است،
البته اگر در کارهایتان پشتکار داشته باشید و از خدا کمک بخواهید.
 

http://daviesnation.com/images/blog/homeless.jpg


I
gnore - نادیده بگیرید
 امواج منفی را نادیده بگیرید. روی اهدافتان تمرکز کنید و موفقیت های گذشته را بخاطر بسپارید. پیروزی های گذشته نشانه و رابطی برای موفقیت های آینده هستند.

J
ourney سفر کنید
 به جاهای جدید سر بزنید و با فکر روشن، امکانات جدید را آزمایش کنید. سعی کنید هر روز چیزهای جدیدی را بیاموزید، بدین صورت رشد خواهید کرد و احساس زنده بودن می کنید.

K
now - آگاه باشید
 آگاه باشید که هر مساله ای هر چقدر هم که سخت و دشوار باشد در نهایت حل خواهد شد. همانطور که گرمای مطبوع و دلپذیر بهار پس از سرمای طاقت فرسای زمستان می آید.

L
ove - دوست بدارید
 اجازه دهید که عشق به جای نفرت، قلبتان را پر کند. زمانی که نفرت در قلب شما ساکن است هیچ فضای خالی برای عشق وجود ندارد، اما موقعی که عشق در قلبتان ساکن است،
تمام خوشبختی و شادی در وجودتان قرار دارد.

http://g-ecx.images-amazon.com/images/G/01/askville/137733_9484616_mywrite/love.jpg

Manage - مدیر باشید
 بر زمان مدیریت داشته باشید، تا استرس و نگرانی کمتری شما را رنج دهد.
استفاده درست از زمان باعث می شود که روی موضوعات مهم بهتر تمرکز کنید.

Notice - توجه کنید
 هرگز افراد فقیر، ناامید، رنج کشیده و ضعیف را نادیده نگیرید
و هر نوع کمکی را که قادرید به این افراد ارائه دهید از آنان دریغ نکنید.

O
pen - باز کنید
 چشم هایتان را باز کنید و به تمام زیباییهایی که در اطرافتان وجود دارد نگاه کنید،
حتی در سخت ترین و بدترین شرایط، چیزهای زیادی برای سپاسگزاری وجود دارد.

Play - بازی و تفریح کنید
 فراموش نکنید که در زندگیتان تفریح و سرگرمی داشته باشید.
بدانید که موفقیت بدون شادی و لذت های مشروع، مفهومی ندارد.
 

http://static.howstuffworks.com/gif/best-games-never-made-6.jpg

Question - سوال کنید
 چیزهایی را که نمی دانید بپرسید، زیرا که شما برای یاد گرفتن به این کره خاکی آمده اید.

R
elax آرامش داشته باشید
 اجازه ندهید که نگرانی و استرس بر زندگی شما حاکم شود
و به یاد داشته باشید که همه چیز در نهایت درست خواهد شد.

S
hare - سهیم شوید
 استعدادها، مهارتها، دانش و توانائیهایتان را با دیگران تقسیم کنید،
زیرا هزاران برابر آن به سمت خودتان برمی گردد.

Try - تلاش کنید
 حتی زمانی که رویاهایتان غیر ممکن به نظر می رسند تلاشتان را بکنید.
با تلاش و مشارکت در انجام کارها ماهر و خبره می شوید.
 

http://www.nadaappleby.com.au/images/butterfly.jpg

Use - استفاده کنید
 از استعدادها و توانایی هایتان به عنوان بهترین هدیه استفاده کنید. استعدادهایی که تلف شوند ارزشی ندارند. استفاده صحیح از استعدادها و تواناییهایتان برای شما
پاداش های غیرمنتظره ای به دنبال دارد.

V
alue - احترام بگذارید
 برای دوستان و اقوامی که شما را حمایت و تشویق کرده اند، ارزش قایل شوید
و هر کاری که از دستتان بر می آید برای آنها انجام دهید.

W
arm - صمیمی باشید
 با اطرافیانتان صمیمی باشید و نگذارید فضای اخلاقیتان
به سمت و سویی جز صمیمیت منتهی شود.

X-Ray - اشعه ایکس
 با دقت و شبیه اشعه ایکس به قلب های انسانهای اطراف خود بنگرید،
در نتیجه شما زیبایی و خوبی را در قلب آنها خواهید دید.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 18:17  توسط محسن   | 

فرق من و تو

فرق من و تو:

گفتي عاشقمي، گفتم دوستت دارم.
گفتي اگه يه روز نبينمت ميميرم، گفتم من فقط ناراحت ميشم.
گفتي من بجز تو به كسي فكر نمي كنم، گفتم اتفاقا من به خيلي ها فكر مي كنم.
گفتي تا ابد تو قلب مني، گفتم فعلا تو قلبم جا داري.
گفتي اگه بري با يكي ديگه من خودمو مي كشم، گفتم اما اگه تو بري با يكي ديگه، من فقط دلم ميخواد طرف رو خفه كنم.
گفتي ... ، گفتم... .
حالا فكر كردي فرق ما اين هاست؟ نه!
فرق ما اينه كه: تو دروغ گفتي، من راستشو.

 

  مهربان ترين آدم دنيا: مادر
شيرين ترين لحظه زندگي: عيدي گرفتن يك بچه
بهترين دوست نوجواني: تنهايي
بهترين هديه ي جواني: نگاه
فتنه انگيزترين چيز توي زندگي: دروغ
بهتريم هديه دوران عاشقي: بوسه


یک نصیحت : مواظب خودت باش....! یک خواهش : اصلا عوض نشو....! یک ارزو : فراموشم نکن....! یک دروغ : دوستت ندارم....! یک حقیقت : دلم برات تنگ شده....! ویک رویا : تورو داشتن


زندگی یک بازیه ، بازی هم یک هنر ، هنر یک تجربست و تجربه هم پایان زندگیست

 

دوستتون دارم

 

ازم پرسید من رو بیشتر دوست داری یا زندگی تو .؟

خوب من هم راستش رو گفتم :زندگیمو..

ازم نپرسید چرا ؟

گریه کرد و رفت ..

اما ندونست که اون خودش زندگیمه..

 

با تشکر از همکلاسی عزیز

 

تو از کدوم قصه ای که خواستنت عادته

نبودنت فاجعه بودنت امنیته

تو از کدوم سرزمین تو از کدوم هوایی

که از قبیله ی من یه آسمون جدایی

اهل هر کجا که باشی قاصد شکفتنی

توی بهت دغدغه ناجی قلب منی

اکی آبی یا ابر؟نه خدایا شبنمی؟

قد آغوش منی نه زیادی نه کمی

 

در سراشیبی این راه سیاه

دل من خسته و آشفته دوان

دل من سردتر از یاس سپید

دل من پاک تر از آب روان

 

راه تا خانه ی تاریکی ها

راه تا خیمه ی تنهایی هاست

راه من ... جاده ی من یک پل سخت

بر سر کو چه ی دلتنگی هاست

 

بر دو چشمان من از شوق بهار

آسمان بوسه ی باران می زند

قلبم اما در گریز از آسمان

حرف پاییز و ... زمستان می زند

. 

ببین و لذت ببر

شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم

بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم

خالی ازپر خواهی من برتر از الایش تن من

تو را بالا تر از هر برتر از من دوست دارم 

اینم از چند نکته ی دانستنی برای شما سروران گرامی

وقتی عشق می آید کسی نمی بیند ولی وقتی می رود همه آن را می بینند .

اگر در زندگی چاره ای جز سوختن نداری بسوز ، اما مثل شمع نه مثل سیگار.

بدترین شکل تنهایی ان است که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید .

از همه اندوهگین تر کسی است که بیشتر بخندد.

هر فاصله ای می تواند به خوشبختی تبدیل شود و هر خوشبختی و سعادتی به فاصله تبدیل شود.

وقتی دهکده ای می سوزد دودش را همه می بینند ، اما وقتی قلبی می سوزد شعله اش را کسی نمی بیند.

هیچ چیز ویرانگر تر از آن نیست  که متوجه شویم کسی که به آن اعتماد داشته ایم عمری فریبمان داده است.

موفق و پیروز باشید دوستتون دارم .

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 11:17  توسط محسن   | 

من که می دانم

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 11:2  توسط محسن   | 

بنویس

بنويس ناشناس دلم گرفته امشب
بنويس پريشونم مث هرشب
بنويس ناشناس تشنه غرورتم
بنويس فداي دل صبورتم
بنويس ناشناس مهربونم پريشونه
بنويس طفلكي تنهاست ميون خونه
بنويس ناشناس غم مهربون غم منه
بنويس حال و روزش عين منه
بنويس ناشناس مهربونم وقتي خم به ابروش مياره
بنويس كه اين حالش چه بلايي سر من مياره
بنويس ناشناس خواهشام بي اثرن
بنويس تمناهام همه بي پا و سرن
بنويس ناشناس قلم با وفاي من
بنويس يار با وجود وباصفاي من
بنويس ناشناس دلم جام جم مي خاد
بنويس دلم هواي با هم بودن مي خاد
بنويس ناشناس قلمم بي رمقه
بنويس جوهر زمانمون خيلي كمه
بنويس ناشناس دوستيا صفا ندارن
 بنويس بعضي دلا وفا ندارن          
بنويس ناشناس ترانه ها مدد دهد
بنويس فرياد تورا که سر مي دهد؟
بنويس ناشناس دلم گرفته امشب ،مث ديشب
بنويس پريشونم مث هرشب 
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 13:4  توسط محسن   | 

پستوی دلتنگی

پستوی دلتنگی

Image hosting by TinyPic

 

پستوی دلتنگی

غروب دلش می گیره شال و کلاه می کنه

به سراغ دوست دیرینه اش دلتنگی میرود

به پستوی دلتنگی میرسد

صدایش می کند:

ناب ترین درد

تلخ ترین شهد کجایی؟

 

غم آورده ام ودریغ

دلتنگی قبل از غروب مهمان دیگری گشته

Image hosting by TinyPic

 Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPic 

 

در ایام جوانی من ندیدم زندگانی

 

گرکسی باور ندارد این من و این زندگانی

 

زندگی به دو نیم است نیم اول در انتظاریم و نیم دوم در حسرت نیم

 

اول!!!

اگر روزی تن به خاک سپردم بر مزارم گریه نکنید چون آنقدر خود

 

گریسته ام که مرگ را آزادی می دانم!

 

من در دنیا رهگذری پابرهنه بودم وآنقدر در امتداد خط زندگی دویده ام

 

 که نه به مقصد رسیدم ونه به نیمه ی راه

 

پس دوست دارم برایم شادی کنید تا روحم آرام گیرد.

Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPic(آغوش خاک)Image hosting by TinyPic

آنگاه که مرا در خانه ی ابدیت خویش بر بستر خاک وسربر زانوی

 

 تنهایی که از خاک

 

به عمل می آید می گذارید ودر خانه ام را می بندید

 

تنهایم بگذارید و برایم دعا کنید که خالق مهربان پذیرای این تن ستم

 

کننده به خویش باشد.

 

وقتی که رفتید فراموش کنید و بر جوان مرگی ام آه مکشید

 

بلکه برایم کف بزنید و تشویقم کنید چون شادی شما را بیشتر از گریه

 

هایتان دوست دارم.

 

چون آنروز که می بایست ضجه بزنید و در غم انتظار من برای یارم

 

 همدردی کنید وهم ناله ام شوید

 

مرا با بی رحمانه ترین حرف ها بر کنار دار بردید که همان وقت

 

 روحم مرد.

 

مرا به حال خویش رها کردید.

 

حال که نمی توانم نوازش شما را لمس کنممحبتم می کنید و در غم

 

جدایی من از دنیا

 

می گریید و شیون می کنید.

 

شماهایی که خود مرا با دست خویش به چنگال مرگ سپردید حال مرگم

 

 را به گردن دیگری می اندازید.

 

باور کنید عشق احساسی ست که تا مرز جنون پرورش می یابد.!!!

 

می دونید اشکال ما آدما اینه که تا زمانیکه عزیزی رو از دست ندیم

 

باور نمی کنیم که مرگ هم وجود داره

 

و در کمین زندگی ماست .

 

اما حقیقت اینه که مرگ پابه پای زندگی با ماست و غافل بودن ما از

 

مرگ باعث غافل شدن مرگ از ما نمیشه.

 

هر لحظه و هر مکانی ممکنه قطار ابدیت توی ایستگاه زندگی ما توقف

کنه و ما مسافر اون باشیم.

 

قطاری که دیگه برگشتی نداره و فقط رفتن هدفشه نه برگشتن.

 

چه خوبه ما ادما تا زنده ایم قدر همدیگه رو بدونیم !!!

 

روزیکه تو آمدی زمادر عریان

 

جمعی به تو خندان و تو بودی گریان

 

ای دوست چنان باش که وقت مردن

 

جمعی به تو گریان و تو باشی خندان

 

زندگی آتشگهی همواره پابرجاست گر بیفروزیش رقص شعله اش از Image hosting by TinyPicبیکران پیداست

ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست!!!Image hosting by TinyPic

دمی می آید وباز دمی میرود اما زندگی غیر از این است

 

وارزش آن لحظاتی تجلی می یابد که نفس آدمی را می برد.

 

رفته

اونیکه از همه شیرین تره رفته

جای خالیش توخونه سبز شده رفته

اونیکه بهار عشقو با خودش داشت

مثل پاییز اومد و با برگا رفته

دیگه رفته دیگه رفته دیگه رفته

اونیکه مثل فرشته واسه من عشقو نوشته

واسه یادای گذشته جای شیرینی گذاشته

 

دیگه رفته دیگه رفته دیگه رفته

اونیکه اسمش تو قلب من نوشته

واسه هرچیز خاطره ست مثل فرشته

 

دیگه رفته دیگه رفته دیگه رفته

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 12:54  توسط محسن   | 

چرا ؟؟؟

 چرا ؟؟؟

 

نمیاد اونی که دلم می خواد

نمیاد اونی که رفته به باد

نمیاد اونی که عمر منه

نمیاد اونی که دل می کنه

دوباره دلم می خواد ببینمش

سرمو رو شونش بذارم

از چشام قطره ی اشکی نمیاد

نکنه دیگه دوسش ندارم؟

شعر من زمزمه ی یه خواهشه

آرزوم دیدنه روی ماهشه

میونه غربت این فاصله ها

قلبه من همیشه چشم به راهشه

دوباره دلم می خواد ببینمش

سرمو روی شونش بذارم

از چشام قطره ی  اشکی نمیاد

نکنه دیگه دوسش ندارم

نمیاد اونی که دلم می خواد

نمیاد اونی که رفته به باد

نمیاد اونی که عمر منه

نمیاد اونی که دل می کنه

دوباره دلم می خواد ببینمش

سرمو روی شونش بذارم

از چشام قطره ی اشکی نمیاد

نکنه دیگه دوسش ندارم

کاش می شد عشقمو باور بکنه

اونی که منو هرگز نمی خواد

نمیاد تمومه عمرم نمیاد

نمیاد دیگه هیچوقت نمیاد

نمیاد.....

 

 

 

 

 

کوچه شهر دلم

از صدای پای تو خالیه

نقش صدخاطره از روزای دور

عابر این کوچه ی خیالیه

به شب کوچه دل دیگه مهتاب نمی آد

توی حجله چشام عروسه خواب نمی آد

کوچه شهر دلم بی تو کوچه ی غمه

همه ی روزاش ابریه روز آفتابیش کمه

غم تنهایی داره کوچه دل بدون تو

همه شعر دفتر من مال تو برای تو

بوی دستای تو داره غربت دستای من

یاد قصه های تو داره مونس لحظه های من

 

 

 

 

 

 

به رنگ دله همیشه آبیه ماهم

چرا وقت رفتنه اي خدا چه سخته

نگاهام ديگه همش به قابه عكسه

چه زود ازم گرفتي همه ي وجودم

ازت ميخواستم عشقمو تو سجودم

خدا به همرات برو عزيز من

به من نگو كه عشقم چشماشو بسته

كاش بدوني نبودنش چه سخته

خدا دلم گرفته از اين همه غم

دلم شكسته از دوري و ماتم

خدا به همرات برو عزيز من

به من نگو كه عشقم چشماشو بسته

نه نگو كه اون واسه هميشه رفته

باورش خيلي سخته

خدا خيلي تلخه

خدا دلم شكسته

دلم آره دلم

كلي درد داره غم داره بيماره بيتابه

اشكا هر دم هر لحظه ميباره

من پشيمونم كه چرا ندونستم قدرتو

پريشونم از اينكه موندم من بي تو

نه بي تو بودن دليلي نداره

تحملشو نداره

دلم طاقت نداره

ببينه همه چيزش زير خاك تا ابد بخوابه

ديگه نميتونم آخه ببينمت

يه بار ديگه بذا ببوسمت

ميگم بهت عزيزم جون من

نشو اينقدر تو حيرون من

بيا تو امشب دست تو دست هم باشيم

گفتم آخه چه جوري دلت مياد

اشك منو در بياري؟

ميگم بهت عزيزم جون من

ميدونم تو منو دوسم داري

بيا تو امشب دست تو دست هم باشيم

اونكه پر زد و رفت ديگه رفتش و رفت

فقط حرفش و حرفش موند واسه تو

تا آخر عمرت اون شد مال تو

ميدونم صداش تو گوشت فرياد ميزنه

مگه ميشه آدم يارشو از ياد ببره؟

ميخوام بزنم فرياد و ببرم بر باد و

رسم دنيا

عشق من نمرد خودم خاكش كردم

نداي قلبمو خودم ساكت كردم

ميدونم عشقت يه عشقه پاكه

تموم عالم رفيق من فقط يه خوابه

آخر دنياي ما همه سرابه

چرا رفتي آخه؟ دلم شكست

غم غربت رو تنم نشست

آخه خيلي زوده ديگه نبينمت

گل پرپر شدی چه جور بچينمت؟

بيا و برگرد كه بي تو ميميرم

به من نگو كه عشقم چشماشو بسته

كاش بدوني نبودنش چه سخته

خدا منم ببر ببين دلم گرفته

كشتي عشقم به گل نشسته

بياو  برگرد كه بي توميميرم

اگه چشمام باز شه و تو رو ببينم

مثه اشك بشم و به جاي تو من بميرم

آره وقت غم تمومي نداره

ميدونم و حرف من اگه نباشي دوباره

چشمام باروني ميباره

ديگه طاقتم نداره

پس سكوتو بشكن

به من بگو كه دورغه مرگ عشقم

سرنوشتمم بد نوشتن

پس كجايي عشقم؟

سكوتو بشكن

بيا به خوابم امشب

همه سرشتم

من از تو مي نوشتم

 
ای دوســـــت

منم سرگشته حیرانت ای دوست

کنم یکباره جان غربانت ای دوست

ولی لا ساز شوق وصل کویت

دهم سربر سر پیمانت ای دوست

دلی دارم در آتش خانه کرده

میانه شعله ها کاشانه کرده

دلی دارم که از شوق وصالت

وجودم را ز غم ویرانه کرده

من آن آواره بشکسته بالم

ز حجرانت افتاده بر زبانم

منم آن مرغ سرگردانو تنها

پرشان گشته شد یکباره حالم

چقدر سر بر سر سجاده کردم

دعایی بر آن دلداده کردم

ز حسرت ساغرچشمانت ای دوست

نماند یکسره از باده کردم

دلا تا کی اسیر یاد یاری

ز حجریار تا کی داد داری

بگو تا کی ز شوق روی لیلی

تو مجنون پریشان روزگاری

پریشانم پریشان روزگارم

من آن سرگشته حجر نگارم

کنون امیست با امید وصلت

درون سینه آسایش ندارم

ز حجرت روزو شب فریاد دارم

به دیدارت دلی نا شاد دارم

درون کوهسار سینه خود

هزارا کشته چون فرهاد دارم

چرا ای نازنینم بی وفایی

دمادم در دل من در جفایی

چرا آشفته کردی روزگارم

 

عزیزم دارد این دل هم خدایی 

 

عزیزم دارد این دل هم خدایی 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 14:31  توسط محسن   | 

زندگی؟؟؟

زندگی چیست ؟

 

     اگر خنده است چرا گریه میكنیم ؟

 

         اگر گریه است چرا خنده میكنیم ؟

 

             اگر مرگ است چرا زندگی می كنیم ؟

 

                 اگر زندگی است چرا می میریم ؟

 

                    اگرعشق است چرابه آن نمی رسیم ؟

 

                           اگرعشق نیست چرا عاشقیم؟:-؟؟

 


 

اين است زندگی

ميزي براي کار

کاري براي تخت

تختی برای خواب

خوابي براي جان

 

جاني براي مرگ

 

مرگي براي ياد

 

يادي براي سنگ

 

اين بود زندگي

هی فلانی.... می دانی؟

                      می گویند رسم زندگی چنین است!!!!!!!

می آیند.......  

               می مانند.......   

 عادتت می دهند.......  

                                                      و می روند.......

 و تو در خود می مانی.......                              

    و تو تنها می مانی.......

              راستی نگفتی؟      

رسم تو نیز چنین است؟

 

مثل همه ی فلانی ها

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 14:11  توسط محسن   | 

تنهایی

من پسرکی تنها در قصر تاریکی سکوت خود هستم تنها سرگرمی من بازی با سکوت است سکوتی که از تنهایی من بوجود آمده است. این سکوت و تنهایی تمام وجود من را در بر گرفته طوری که دیگر هم زبان من در و پنجره های این قصر تلسم شده است

آره تنهایی تنهایی و سکوت کشنده ترین سلاح برای روح و عواطف انسان هاست

تلسم تنهایی من تنها با شاه کلید عشق باز می شود..........


تنهایی سخت است زمانی که احساس کنی به کسی احتیاج داری به کسی که

می تواند با وجودش تو را از تنهایی در آورد یا بتواند با دستانش تو را آرام کند بتواند حس تو را عوض کند تنهایی سخت است زمانی که بخواهی غصه های خود را با کسی در میان بگذاری با کسی درد و دل کنی بخواهی حس واقعی خود را به او بگویی  به امید آن روزی که هیچ کس تنها نباشد.

نمی خوام تنهایی هام

هق هقت شه وقت باد

نمی خوام آرزوهام بشه یک خونه رو آب

وقتی گریت می گیره کی به دادت می رسه

من دل شکسته عاشق تنهایی هات


روبرویم جاده ای بی انتهاست

من در حال رفتنم بی هدف تنها می روم

می روم تا با جاده یک رنگ شوم

می روم تا جایی پیدا کنم تا مردمانش بدانند عشق چیست

عشق هوس نیست عشق پاک است

به زلالی دریا به نرمی نسیم

وبه گرمی خورشید

خسته ام از این یکنواختی به خدا خسته ام

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 10:9  توسط محسن   | 

بدون شرح ......


 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 10:5  توسط محسن   | 

صاحب خونه

کی گفته تو جزیره ی تنهایی من

کس نیست غمخوار و همیار من .

کی گفته جزیره ی من همه اش تاریکیه

پس نور خدا چیه ؟

روشناییه .

ای خدا ؛

می دونم ، تو این جزیره

کلی کرده ام گناه

اما خدا ، شرمنده ام مکن تو شهر آخرت .

                 ******

تنها شدم تو جزیره ی خودم

آخه کسی رو راه نمی دم تو لونه ی خودم

ای خدا می گن تو ارحم الراحمینی

پس چرا سر نمی زنی به این بنده ی زمینی

ای خدا تو صاحب خونمی

دعوت نمی خوای ، مالک منی

دوست دارم بدونی :

این جزیره فقط مال منو توه

کس نمی یاد ، کس نمی ره

به این جزیره

            ******

پس خدا خلوتمو نگه دار تا قیامت

تا که بگم خدا دوستت دارم ، دوستت دارم .

 

شاعر : جزیره تنهایی من 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 10:3  توسط محسن   |